كمال مصطفى شاكر ( مترجم : فاطمه مشايخ )
17
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى )
آرى اصل پاداش بنده به سبب عملش تفضّلى از جانب خداست و گرنه وظيفهء بنده ، بندگى مولاست و هرگز نبايد خود را از مولا طلبكار بداند ، لذا ثواب دادن خداوند ، تفضّل اوست و ستايش نمودن بندهاش ، خود تفضّلى ديگر از جانب خداست و خداوند صاحب فضلى عظيم است ( وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * . اين دو آيه دلالت دارند كه اسباب اخروى همان اعمال هستند و اين اعمال هرگز از غايات و نتايج جبرى خود تخلّف ندارند ، به خلاف اسباب دنيوى كه تخلّف و اختلاف پذيرند . ( 20 ) ( كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً ) : ( همه را از عطاء پروردگارت مدد مىرسانيم ، اينها و آنها را و هرگز عطاء پروردگارت قابل جلوگيرى نيست ) ، ( امداد ) يعنى افزودن چيزى به چيزى از نوع خودش تا دوام بيابد ، مىفرمايد : خداى سبحان انسان را در عملش چه دنيوى و چه اخروى امداد مىكند ، چون تمام آن چيزهايى را كه عمل فرد متوقف بر آن است از قبيل : علم و اراده ، ابزار بدنى و مواد خارجى كه انسان در آنها دخالتى ندارد ، همه را خداوند در اختيار او قرار داده است ، كه اگر همه و يا يكى از اين اسباب فراهم نباشد عمل واقع نخواهد شد ، پس خداست كه به فضل خود آنها را افاضه نموده و وجود آدمى را امتداد مىبخشد تا بتواند عملى را به انجام رساند و اگر عطاى او قطع گردد ، آن عمل نيز منقطع مىشود . لذا مؤمن عمل خود را در جهت رضاى پروردگارش انجام مىدهد ، امّا زمانى كه فسق بورزد و عطاء و امداد پروردگار را در غير مورد حقّ به كار ببرد ، نبايد جز خودش ديگرى را سرزنش كند ، چون خداوند اسباب عمل را در اختيار همه قرار داده است و عطاى او نامحدود است ، امّا گروه مؤمن ، آنها را در راهى كه منعم خواسته به مصرف مىرسانند و خداوند هم آنها را پاداش نيك داده و از سعيشان شكرگزارى مىكند ، ولى گروه فاسق آن عطايا را در طلب دنياى فانى مصرف كرده و آخرت را فراموش مىكنند و از سعى خود جز شقاوت و خسران چيزى به دست نمىآورند و در آخر مىفرمايد : عطاء پروردگار تو ممنوع و محظور نيست ، لذا اهل دنيا و اهل آخرت هر دو از عطاى او